الشيخ محمد علي الگرامي القمي

54

درسهائى از علوم قرآن (فارسى)

طولانى بعد سوره‌هاى صد آيه‌اى سپس سوره‌هاى كمتر از صد آيه و بعد سوره‌هاى كوتاه . پس در زمان پيامبر هم ، قرآن به همين ترتيب ، يك مجموعه بوده است . روايت سوم : در بحار از تفسير عياشى نقل مىكند : عن الحسن بن موسى الخشّاب رفعه قال : قال ابو عبد اللّه - عليه السّلام - لا يرفع الامر و الخلافة الى آل ابى بكر ابدا ، و لا الى آل عمر ، و لا الى آل بنى امّيّة ، و لا فى ولد طلحة و الزّبير ابدا ، و ذلك انّهم بتروا القرآن و ابطلوا السّنن و عطّلوا الاحكام « 1 » . « امام صادق - عليه السّلام - فرمود : خلافت هرگز به آل ابو بكر ، آل عمر ، آل بنى اميه و فرزندان طلحة و زبير نمىرسد به دليل آن است كه اينها قرآن را قطع ، سنّتها را ابطال ، و احكام را تعطيل كردند » . امام مىفرمايد : خلافت به اينها نمىرسد ، چون اينها قرآن را ناقص كردند . آن وقت شما مىگوييد : قرآن را اينها جمع كردند ؟ اينها كاملش كردند ؟ اوّلا بايد قرآنى مدوّن بوده باشد كه اينها ناقصش بكنند ، زيرا اگر قرآن كاملى نباشد ، نقصان او معنا ندارد . البته احتمال دارد كه مراد از « بتروا القرآن » اين باشد كه اهل بيت را از كنارش برداشتند ، چون قرآن بدون اهل بيت ، ناقص است . هر چند اين احتمال باشد . ولى در ذيل روايت ، حضرت از قول پيامبر مىفرمايند : قال رسول اللّه - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - القرآن هدى من الضّلالة ، و تبيان من العمى و . . . اين كه پيامبر فرمودند : قرآن هدايت است از ضلالت ، مقصودش از ذكر قرآن چه بوده است ؟ آيا مراد پيامبر از قرآن ، همان ورق پاره‌هاى پراكنده و استخوانهاى حيوانات بوده است ؟ ! مثالى بزنم : در زمان انقلاب كه مرتّب اعلاميه پخش مىشد ، اگر اين اعلاميه‌ها يك جا جمع مىشد مىتوانستند مردم را به آن كتاب راهنمايى كنند . امّا اگر هنوز تدوين نشده باشد و به صورت جدا جدا باشند ارجاع دادن مردم به كتاب اعلاميه‌ها كاملا اشتباه است . بايد بگويند بروند بيانيه‌ها و اعلاميه‌هاى

--> ( 1 ) - بحار الانوار ، ج 92 ، ص 26 ، ح 28 .